السيد حامد النقوي
120
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
خلافت خود بمحمد بن على بن عبداللّه بن عباس كرده ، با او گفت كه خلافت در اولاد تو خواهند بود ، انگاه كتب خود را به او سپرد ، و شيعه خود را بمتابعت او امر فرموده ، چون محمد را وفات رسيد ، پس خود ابراهيم مشهور به امام را وصى خود ساخت ، و چون مروان بن محمد كه آخر ملوك بنى اميه بود ابراهيم را بگرفت ، و ابراهيم بيقين دانست كه مروان او را خواهد كشت ، برادر خود عبد اللَّه سفاح را وصى خود ساخت ، و او اول كسى است كه متولى خلافت شد از اولاد عباس . [ 1 ] اين است كلام يافعى ، و مضمون آن ، على رغم انف ملا سعد الدين تفتازانى ، صريح است در آنكه شيعه را ، در زمان ملوك بنى اميه ، شيوع و كثرتى تمام بوده ، و در ميان ايشان كتب شرعيه بوده ، و از محمد بن حنفيه تا زمان خلافت بنى العباس ، منتظر خروج بر متغلبان بنى اميه بودهاند ، با آنكه آن جماعت شيعه كل قائل بامامت محمد بن حنفيه بودهاند ، ايشان را كيسانيه مىگويند ، و ديگر فرق اماميه ، كه احق ايشان اثنى عشريهاند ، در تحت متابعت محمد بن حنفيه و بنى العباس داخل نشدهاند ، بلكه در اكثر اوقات با يكى از علويه اتفاق كرده ، بر بنى العباس خروج كردهاند چنان كه سابقا مذكور شد انتهى [ 2 ] . از اين عبارت ظاهر است كه اماميه اثنا عشريه متابعت بنى عباس نكردهاند بلكه اماميه اثنا عشريه بنى العباس را ظالم ، و غاصب ، و جائر ، و اهل ضلال و مجادله و مقاتله ايشان را مباح و حلال مىدانستند . پس ثابت شد كه بنى عباس از اهل حق كه اماميه اثنا عشريهاند ، بنص
--> [ 1 ] مرآة الجنان يافعى ج 1 ص 263 در وقايع سال 125 [ 2 ] مجالس المؤمنين ج 2 ص 265 ط طهران .